How to start a business
هیچ گام اول مخفی وجود ندارد. یک دنباله وجود دارد، و بیشتر آن خسته کننده تر و ارزان تر از آن است که از بیرون به نظر می رسد. این همان دنباله است - آنچه در هر مرحله مهم است، آنچه می تواند منتظر بماند، و قسمت هایی که بیشتر راهنمایان از آن عبور می کنند.
با مشکلی شروع کنید که می توانید به آن دست پیدا کنید
سوالی که بیشتر آنچه را که بعدا اتفاق می افتد تعیین می کند این نیست که کدام بازار بزرگ است. این است که چه کسی به پیام شما پاسخ خواهد داد. ایده ای که می توانید به آن برسید ارزش بیشتری از ایده بهتری دارد که نمی توانید به آن برسید، زیرا در ابتدا شما هیچ مخاطبی، هیچ بودجه ای و هیچ شهرتی در این دسته ندارید - تنها چیزی که دارید فاصله بین شما و کسی است که مشکل دارد.
سه چیز که شما از قبل دارید ورودی های واقعی هستند. دسترسی: افرادی که پیام شما را می خوانند چون اسم شما را می دانند. اعتبار: موضوعاتی که نظر شما بدون هیچ جور تشویق جدی گرفته می شود. تکرار: چیزی که شما بیش از یک بار در کار، سرگرمی یا کسب و کار خانوادگی دیده اید که اشتباه می شود. جایی که این سه چیز همپوشانی دارند شما کسب و کاری را بدست می آورید که می توانید یک سه شنبه شب شروع کنید به جای آنکه نیاز به راه اندازی داشته باشید.
به ایده هایی که فقط در مقیاس بزرگ کار می کنند مشکوک باشید. هر چیزی به شکل "یک پلت فرم بزرگ، اما برای یک موقعیت" معمولا نیاز به هزاران شرکت کننده دارد قبل از اینکه اولین شرکت کننده ارزشی بدست بیاورد، و یک نفر نمی تواند آن را تولید کند. یک کسب و کار که به ده نفر کمک می کند می تواند در هفته ها ساخته شود و به طور عمدی رشد کند؛ یک کسب و کار که به ده هزار نفر کمک می کند به طور ناچیز نمی تواند شروع شود.
در نهایت، در مورد تفاوت بین یک کسب و کار و یک پروژه صادق باشید. یک کسب و کار چیزی است که یک غریبه عمداً برای آن پول پرداخت می کند، بیش از یک بار. اگر شما نتوانید آن غریبه را در یک جمله توصیف کنید — کار او، هفته اش چه شکلی است، لحظه ای که او به دنبال راه حل می رود — شما یک پروژه دارید. این چیز خوبی است که داشته باشید، اما هنوز یک شرکت را دور آن قرار ندهید.
قبل از اينکه اين چيز رو بسازين، تقاضا رو امتحان کنيد
ارزانترین نسخه تجارت شما یک گفتگو است. قبل از اینکه کد بنویسید، سفارش سهام یا طراحی لوگو را بزنید، ایده را به ده نفر که با یک جمله با غریبه شما همخوانی دارند شرح دهید و بپرسید که امروز در مورد مشکل چه کار میکنند. شما به خاطر اشتیاق گوش نمیدهید — مردم مودب هستند. شما به خاطر تلاش گوش میدهید. کسی که یک صفحه گسترده ساخته، یک کارمند موقت استخدام کرده یا برای ابزاری که دوست ندارند پول پرداخت کرده، قبلاً به شما گفته که مشکل برای او ارزش پول دارد.
ارزان ترین آزمون بعدی یک صفحه و یک قیمت است. بگویید که این چیز چیست، برای چه کسی است و چه هزینه ای دارد، و در عوض چیزی کوچک بخواهید: یک آدرس ایمیل، یک سپرده، یک تماس تلفنی. یک صفحه که هیچ کس در آن ثبت نام نمی کند شکستی بسیار ارزان تر از یک محصولی است که هیچ کس نمی خرید، و نرخ ثبت نام یک عدد واقعی است که می توانید روی آن کار کنید به جای یک احساس که می توانید در مورد آن بحث کنید.
از قیمت فرار نکنید. یک ایده که بدون یک عدد تایید شده است تایید نشده است. آیا از این استفاده می کنید؟ تقریبا همه ی افراد جواب بله می دهند. آیا این را می پردازید، در اولین ماه، از حالا شروع می شود؟ پاسخ صادقانه ای می گیرد، و اعتراضی که برمی گردد معمولاً مفیدترین جمله در کل تمرین است.
به آزمون یک مهلت و یک حد تعیین کنید، قبل از شروع آن را بنویسید: بیست گفتگو، یا دو هفته صفحه زنده، و این تعداد پاسخ به عنوان یک بله حساب میشود. تصمیمگیری از پیش در مورد اینکه موفقیت چه شکلی خواهد داشت تنها دفاع واقعی در برابر خواندن یک نتیجه متوسط به عنوان تشویقکننده است.
اسمش رو گذاشتم و آدرسش رو گرفتم
نامها اهمیت کمتری نسبت به آنچه بنیانگذاران فکر میکنند دارند، و مراقبت از آنها به روش نادرست هفتهها زمان میبرد. یک نام خوب کوتاه است، میتوان آن را در یک خط تلفن بد تلفظ کرد، توسط کسی که آن را شنیده است میتوان آن را تلفظ کرد، و از قبل توسط رقیب در همان دسته حمل نشده است. این تقریباً تمام خلاصه است. نام نباید محصول را توصیف کند؛ باید در تکرار زنده بماند.
دو محدودیت عملی اهمیت دارد. بررسی کنید که نام در حال حاضر یک علامت تجاری در صنعت و کشور شما نیست — ثبت رسمی در بیشتر حوزههای قضایی رایگان است و پنج دقیقه میتواند بعداً یک علامت تجاری جدید را ذخیره کند. و آدرسی را که در اینترنت دارید را بگیرید. یک دامنه یکی از تصمیمهای کمی در یک کسب و کار جوان است که واقعاً دردناک است که برگردانده شود، زیرا هر لینک، فاکتور، کارت ویزیت و امضای ایمیل به آن اشاره میکند.
دامنه ای را که مستقیماً مالک آن هستید را به نامی که در بستر شخص دیگری قرار دارد ترجیح دهید. یک صفحه در بازار یا شبکه اجتماعی می تواند توسط کسی که هرگز شما را ملاقات نکرده و هیچ توضیحی به شما بدهکار نیست ، تعلیق شود؛ دامنه ای که ثبت کردید تا زمانی که آن را تجدید کنید ، متعلق به شما خواهد بود. اگر نام دقیقی که می خواهید از بین برود ، یک شکل کوتاه تر یا کمی تغییر یافته در دامنه ای که کنترل می کنید ، از نام کامل در آدرسی که اجاره می کنید بهتر است.
حداقل مديريت، صادقانه
این بخش مشاوره مالیاتی یا حقوقی نیست و عمداً هیچ حد، هزینه، فرم یا مهلتی را ذکر نمیکند. اینها در کشورها و اغلب در ایالتها و استانها متفاوت است و تغییر میکنند. آنچه قابل حمل است شکل سوالات است - اینها را به سایت دولتی کسب و کارهای کوچک خودتان یا به حسابدار محل زندگیتان ببرید.
اولین سوال این است که آیا شما اجازه دارید به عنوان خودتان تجارت کنید. ثبت شرکت به صورت خودکار مرحله اول نیست. در بسیاری از مکانها میتوانید با نام خودتان تجارت کنید در حالی که میدانید که آیا تجارت واقعی است و یک نهاد را تشکیل دهید وقتی درآمد یا بدهی ارزش جدا شدن را دارد؛ در دیگر موارد ثبت شرکت اول میآید. آنچه یک نهاد عمدتاً از شما میخرد جدایی بین ریسکهای تجاری و خود شما است، به علاوه اعتبار با مشتریان و تأمین کنندگان - این به تنهایی چیزی نیست که فروش را قانونی میکند.
دوم جدا کردن پول است، و این تنها پاسخ جهانی در این صفحه است: یک حساب اختصاصی برای کسب و کار باز کنید و همه چیز را از اولین معامله به آن منتقل کنید. مخلوط کردن پول شخصی و کسب و کار اشتباهی است که هر گام بعدی را سخت تر می کند - بازگشت مالیات، حسابداری، حسابدار، درخواست وام، فروش کسب و کار - و یک بعدازظهر طول می کشد تا از آن جلوگیری شود و سال ها طول می کشد تا از آن خلاص شوید.
سومی، فهمیدن اینکه چه چیزی و چه زمانی باید پرداخت کنید، قبل از اینکه بدهکار شوید. یک اداره مالیاتی در کشور شما وجود دارد که صفحه ای دارد که دقیقا توضیح می دهد که یک کسب و کار جدید در موقعیت شما باید چه چیزی را و تا چه زمانی پرداخت کند. به جای خواندن مقاله ای در این مورد، آن صفحه را بخوانید: قوانین تغییر می کنند، و نسخه ای که شما را متعهد می کند نسخه رسمی است. اگر مالیات فروش یا VAT در مورد چیزی که می فروشید اعمال می شود، زودتر به قوانین ثبت نام نگاه کنید، زیرا اغلب آنها به یک مرزی می رسند که می توانید بدون توجه از آن عبور کنید.
چهارم، نوشتن آنچه که قول میدهید. شرایط فروش، سیاست بازپرداخت و اطلاعیه حریم خصوصی، تئاتر شرکتی نیستند؛ اینها اسناد هستند که شما در اولین مشتری مشکل خود خوشحال خواهید شد، و اینها دلیلی است که یک پردازشگر پرداخت با شما کار خواهد کرد. اگر دادههای شخصی جمعآوری میکنید، بدانید که چه قوانین حریم خصوصی برای مشتریان شما اعمال میشود - آنها معمولاً مکان مشتری را دنبال میکنند، نه شما.
رفتن به اینترنت: یک آدرس، یک صندوق پستی، یک روش پرداخت
شما به سه چیز نیاز دارید و آنها کوچکتر از آنچه به نظر می رسد هستند: جایی که مردم بتوانند درباره شما بخوانند، جایی که بتوانند به شما دست یابند، و جایی که بتوانند به شما پول بدهند.
سایت نباید تأثیرگذار باشد؛ باید مشخص باشد. یک غریبه که به آن میرسد باید در یک صفحه بداند که شما چه کاری میکنید، برای چه کسی است، چه هزینهای دارد و چگونه شروع میشود. بیشتر سایتهای اول در دو صفحه آخر شکست میخورند: قیمت پنهان پشت یک تماس و هیچ اقدام بعدی آشکار. چهار صفحه صادقانه - چه چیزی است، چه کسی پشت آن است، چه هزینهای دارد، چگونه با ما تماس بگیرید - یک سایت کامل است، و یک سایت کامل هر بار از یک سایت زیبا پیشی میگیرد.
صندوق پستی باید در دامنه خودتان باشد. یک آدرس در دامنه ای که تازه ثبت کردهاید میگوید که کسب و کار وجود دارد؛ یک آدرس مصرفکننده آزاد در یک قیمت یا فاکتور به آرامی میگوید که برعکس است، و درست کردن آن چند دقیقه زمان میبرد.
پرداخت بخشی است که مردم بیشترین تأخیر را دارند و بیشترین پشیمانی را دارند. قبل از اینکه احساس آماده بودن کنید آن را تنظیم کنید. یک حساب پرداخت به نام خودتان، متصل به بانک خودتان، به این معنی است که فردی که تصمیم به خرید دارد می تواند در لحظه تصمیم به خرید بگیرد — و یک کسب و کار در اولین معامله واقعی می شود، نه در آغاز آن. حساب را به نام خودتان نگه دارید، نه به عنوان یک حساب در پلتفرم دیگری، بنابراین پول، سوابق مشتری و تاریخچه پرداخت مال شماست.
اگه اون بلوک به نظر هفته اي مياد که تو نداري اون هفته اي بود که ما اينو ساختيم تا از بين ببريم First Employee یک جمله در مورد کسب و کار می گیرد، بازار را بررسی می کند، نامی را انتخاب می کند، و یک سایت چند صفحه ای زنده را با صندوق پستی خود در حدود سه دقیقه آنلاین می کند. ساختن آن رایگان است، و هر گام که برداشته شده است به عنوان یک دریافتی نوشته می شود که می توانید آن را بخوانید و صادر کنید. ببینید دقیقا چه کار میکنه.
ده تا از مشتري هاي اول
بیشتر راهنمایان در مرحله «طرح» متوقف می شوند، که در آنجا مشکل واقعی شروع می شود. ده مشتری اول از بین مخاطبان نمی آیند، چون شما مخاطبی ندارید. آنها از بین افرادی که می توانید نام ببرید می آیند.
پس لیست را بنویسید. افراد واقعی که به احتمال زیاد مشکل را دارند — همکاران سابق، افراد در یک گروه تجاری، صاحب یک کسب و کار دو خیابان دورتر، کسی که ماه گذشته در مجامع عمومی از این موضوع شکایت کرده است. به آنها پیام بفرستید، یکی یکی، درباره وضعیتشان به جای اینکه درباره راه اندازی شما باشد، و سوالی بپرسید که واقعا میخواهید پاسخ داده شود. یک یادداشت که میتوانست فقط برای آن شخص نوشته شود پاسخهایی را دریافت میکند که یک برنامه تلویزیونی هرگز دریافت نمیکند.
یک مشتری پرداخت کننده، حتی با قیمتی خجالتآور، به شما میگوید که محصول باید چه کارهایی انجام دهد و یک جمله را به شما میدهد که در مورد فرد بعدی استفاده کنید. سپس از کسانی که گفتند نه بپرسید که در عوض چه کارهایی انجام میدهند - این پاسخها توصیف رقبای واقعی شما هستند، که معمولاً یک صفحه جداول یا عادت است نه یک شرکت.
به اولین ها به طور قابل توجهی خوب خدمت کنید، بیشتر از آنچه که پایدار است. این تنها زمانی است که می توانید آن را بپردازید، و دو چیز را می خرید که ترکیب می شوند: کلمات خاصی که مشتریان در مورد مشکل استفاده می کنند، و مراجعات. مستقیماً از مراجعه کنندگان بخواهید، درست بعد از اینکه کسی به شما بگوید که خوشحال است. تقریبا هیچ کس این کار را نمی کند، و به همین دلیل این کار می کند.
سپس یک مسیر برای مشتریان جدید انتخاب کنید و قبل از اضافه کردن دیگری یک آزمایش عادلانه انجام دهید. جستجو، یک شریک که از قبل به مشتری شما خدمت میکند، یک جامعه که شما در واقع بخشی از آن هستید، دسترسی مستقیم، یا تبلیغات پرداختی - هر کدام از اینها هفتهها طول میکشد تا به درستی خوانده شوند. پنج بار اجرا کردن در یک زمان پنج نتیجه غیر قابل خواندن و یک بنیانگذار خسته تولید میکند.
زنده موندن، هفته بعد از هفته
شروع یک آخر هفته است. هفته بیستم قسمت سخت است. کسب و کارها در این مرحله به ندرت از رقابت می میرند؛ آنها از بی توجهی می میرند، زیرا کارهایی که آنها را زنده نگه می دارد بی حس و بی حس است، هیچگاه فوری نیست، و همیشه اولین چیزی است که وقتی مشتری امروز چیزی را نیاز دارد، از دست می رود.
این کار تقریباً در همه جا یکسان است: چیزی را منتشر کنید تا دلیلی برای پیدا کردن شما وجود داشته باشد، دنبال کردن پرسشهایی که از قبل داشتهاید، سایت را با آنچه که واقعاً میفروشید به روز نگه دارید، تعداد کمی از اعداد مهم را بخوانید، و به ایمیل شما پاسخ دهید. هر یک از این موارد کوچک است. با هم، اینها شغل دوم هستند و شما از قبل شغل اول را دارید.
این قسمتی از دنباله است که ما برای آن محصولی ساختیم و تنها قسمتی است که ادعا میکنیم پاسخ را میدهیم. First Employee یک کارمند هوش مصنوعی است که هر شب یک شیفت در کسب و کار شما کار میکند: از جایی که آخرین شیفت پایان یافت، کار هفته به هفته را انجام میدهد، و صبح یک صفحه را با این نوشته که چه چیزی فرستاده شده، چه چیزی یاد گرفته و تنها سوالی که نیاز به پاسخ دارد، باقی میگذارد. هر کاری که برگشتناپذیر باشد - فرستادن ایمیل به یک شخص واقعی، پست عمومی، خرج پول - منتظر شماست. هر عمل که انجام میدهد یک دریافت با ابزار، زمان و اثر هنری مینویسد، بنابراین کار به جای تأیید شدن قابل بازرسی است.
ساختن رایگان است. شیفت شب با یک برنامه همراه است، و برنامه تمام هزینه را در سمت خود مدیریتی بر عهده دارد: ما ۰٪ از درآمد شما و ۰٪ از هزینه تبلیغات شما را دریافت میکنیم. اگر ترجیح میدهید که ما سمت کسب و کار را برای شما اجرا کنیم، برنامه مدیریتی ۱۵٪ از درآمد شرکت را دریافت میکند. در هر دو مورد، مشتریان شما حسابی را به نام خودتان پرداخت میکنند، بنابراین ما هرگز پول شما را نگه نمیداریم. چطور کار ميکنه · چقدر براي يه نقشه ميخواي
سوالاتی که مردم در این مرحله میپرسن
Do I need to register a company before I can sell anything?
How do I know whether my idea is worth pursuing?
What is the minimum a new business needs online?
Where do the first customers actually come from?
Can First Employee handle the legal and tax side for me?
What does it cost, and do you take a percentage of what I earn?
ساختن مجانيه کار شبانه با يه نقشه شروع ميشه